
Phantom Alchemia Silvia no Dokidoki Sakusei Toshi Keikaku ファントム・アルケミア第2話 童貞さんを救え! 筆おろしで人命救助
معرفی محصول:
برای تعمیر یک چاه معدن که در یک حادثه فرو ریخته، سیلویا باید مایع منی هیولا را بخورد تا اولین ماموریت «کیمیاگری» خود را آغاز کند! صبر کنید، چرا رئیس انجمن، ایرنه (یک زن متاهل)، هم اینقدر نفس نفس میزند؟
موج نو، سینههای انفجاری (باکونیو) کیمیاگر رسماً از لیبل شهوانی «ماجین» متولد شده است!؟
با حضور قهرمانان زن انیمههای اورجینال که توسط صداپیشگان فوقالعادهای که بامزه صحبت میکنند، با وجد و شعف نفس نفس میزنند و مدام شما را میمکند، به زندگی آورده شدهاند!!
برای این نسخه، مجین شرکای برچسب با آزمایشگاه ترینیتی.، حلقهی دوجینِ جذابِ پشتِ بازیهای افسانهای با تم کیمیاگری! این قسمت دومِ بهشدت مورد انتظار از اقتباس انیمهای بر اساس نقشآفرینی عظیم دوجینِ آنهاست، کیمیاگری فانتوم.
سیلویا که از خانوادهای معتبر از کیمیاگران درباری است، منی مردان را میبلعد و آن را به انرژی خالص تبدیل میکند. او با بهکارگیری کیمیاگری منحصر به فرد خود، برای غنیسازی زندگی مردم این شهر مرزی تلاش میکند.
داستان:
اولین ماموریت در معدن فروریخته
برای تعمیر یک چاه معدن که در این حادثه فرو ریخته، سیلویا باید مایع منی هیولا را بخورد تا اولین ماموریت «کیمیاگری» خود را آغاز کند! صبر کنید، چرا رئیس انجمن، ایرنه (یک زن متاهل)، هم اینقدر نفس نفس میزند؟
پس از اتمام موفقیتآمیز پروژه تعمیر و نگهداری جاده، سیلویا، کیمیاگر تازهکار، برای ادای احترام به انجمن ماجراجویان شهر رفت و در آنجا با رئیس انجمن، ایرنه، ملاقات کرد. با فهمیدن اینکه ایرنه به مادر سیلویا به عنوان ناجی خود احترام میگذارد، این دو به سرعت با هم پیوند برقرار کردند. با این حال، آشنایی مسالمتآمیز آنها ناگهان با یک خبر ناگوار از بین رفت.
«وضعیت اضطراری! یک حادثه ریزش معدن در معدن غربی رخ داده است!»
سیلویا بلافاصله به همراه ایرنه برای کمک به عملیات نجات به محل حادثه شتافت. با این حال، معدن مکانی خطرناک و پر از هیولا بود و فردی که در آن گرفتار شده بود از وحشت مطلق میلرزید.
سیلویا برای اینکه شجاعت او را بازیابد، تصمیم گرفت بدن خودش را به او تقدیم کند. اگرچه سیلویا خود را کاملاً از آغوش ناامید و ترسناک او ناتوان یافت، اما آنها توانستند اوضاع را آرام کنند. اما درست زمانی که اوضاع آرام شد، ایرن شروع به رفتارهای عجیب و غریب کرد...
